زنان-فرهنگی-اجتماعی

با هدف مطرح ساختن نام زنان ایران-استان هرمزگان-شهربندرکنگ ومعرفی فرهنگ-آداب و رسوم مردم بندرکنگ

زنان-فرهنگی-اجتماعی

با هدف مطرح ساختن نام زنان ایران-استان هرمزگان-شهربندرکنگ ومعرفی فرهنگ-آداب و رسوم مردم بندرکنگ

ما شهروند درجه چندیم ؟

از شنبه شب که زلزله ۵ ریشتری آمد،بندرکنگ وضعیتی اضطراری بخود گرفته است.قبل از آن خیلی ها(ازجمله خود من !) باوجود تکان های ۵/۴ ریشتری روال عادی زنندگی را می گذراندند(ولی خداییش این ۵ریشتریه عجب ابهتی داشت ! هیبتش ما رو گرفت !).  

در اکثر خانه ها گلدان،قاب عکس و شیشه شکسته شده بود. 

 

 

خرابی دیوارها،بادگیرها و یک مورد مناره مسجد نیز جدی شدن قضیه را گوشزد می کرد. 

خلاصه کمترکسی حاضر شد در اتاق و قسمت داخلی ساختمان بماند.آنهایی که حیاط  بزرگ و امن داشتند شب را در حیاط گذراندند و آنهایی که حیاط کوچک و ناامن داشتند به پارک ها،زمین های ورزشی،مدارس و یا فضای باز اطراف خانه شان پناه بردند.  

در این چهار شب و درمیان آنهمه ترس،اضطراب،ناامنی و شایعه،انسان از اینکه شهروند به حساب نیاید بسیار دلگیر می شود ....  

درست هفت ساعت بعد از آن شوک وارده به تمامی مردم بندرکنگ و بندرلنگه،اداره آموزش و پرورش و فرمانداری توقع داشتند که دانش آموزان و معلمان با همان نظم قبلی درکلاس حضور داشته باشند.استرس وارده به مدیر،کادر دفتری و معلمان تا چه میزان بوده وهست،خدا می داند.مگر امکان کنترل و محافظت از چند صد دانش آموز در یک مدرسه وجود دارد؟مگر لنگه ای و کنگی شهروند درجه چند به حساب می آیند که ستاد حوادث نخواهد به اندازه آن مردمی که مدارس شان با آمدن  برف و باران تعطیل می شوند،به جانشان بها دهد ؟ 

آیا فلسفه وجودی هلال احمر،مانور و هدایت مهمانان نوروزی است که در این ایام شاهد حضور مستقیم و یاغیر مستقیم آنان نبودیم؟آیا آمار آنان در راستای عضوگیری و آموزش نیروهای متخصص درحد چاپ بروشور باید باشد ؟ 

بانک ها و سایر ارگان های دولتی برای تبلیغات،تبریک اعیاد و اظهار وجود،پیامک های محبت آمیز بسیاری می فرستند.ایا امکان اختصاص هیچ بودجه ای به این امر وجود نداشت که هلال احمر با ارسال چند مسج،نکات اولیه و بسیار ابتدائی را به مردم آموزش دهد؟(ساده ترین آن این است که مردم شریف ! به شایعات اهمیت ندهید.زلزله قابل پیش بینی نیست)و یا نیروی انتظامی به مردمی که تابحال زلزله و حواث غیرمترقبه را تجربه ننموده اند،یادآور شود که در این ایام دزدان در کمین هستند و ... 

دو نگاه زجرآور

وقتی یک مردِ 

به ظاهر و یا واقعا 

دیندار و خوددار 

مرا که مخاطب حرفهای او هستم 

نمی نگرد 

همانقدر برایم زجرآور است 

که یک مردِ 

بی دین و بدنیت 

بانگاه افسارگسیخته خود 

روح و روان زن را نشانه می گیرد 

مگر نه اینکه 

هردوی آنان 

زن را متاعی می بینند ؟

ندانم کاری زن یا ضعف قانون ؟

 

خانم ((نفیسه روشن)) بازیگر نقش اشرف السادات در سریال مثل هیچکس در رسانه های مختلف در دفاع از ندانم کاری اشرف؛به معمول نبودن دعوا و طلاق در خانواده های سنتی،دوست داشتن شوهرش و دلایلی از این دست اشاره کرد.ولی انتظار می رفت فراموش نکند که آنچه موجب شد این زن،اتحاد و یکدلی برادران و خواهران را چنین بی مهبا بگسلد،عشق یک مادر به فرزندش بود.و کاش اگر به این موضوع اشاره کرده است دلیل آنهمه ترس و ضعف اشرف را بعنوان یک زن بیان می کرد. 

آیا اگر قانون حضانت فرزند صددرصد به ضرر زن نبود،اشرف که به اذعان حال و هوای سریال یک زن کاملا سنتی بود حاضر می شد به دادگاه مراجعه و علیه برادرش شکایت کند ؟ 

آیا اگر شوهرش به پشت گرمی همان قانون و با اشراف به این نقطه ضعف زن نبود می توانست سلاح دیگری جز جدا نمودن او از فرزندش بیابد تا دل او را نشانه رود و درماندگی او را یادآور سازد که هیچ راهی جز بی اعتبار نمودن نام پدر و برادران خود ندارد ؟